نه نمی دانی...!
هیچکس نمی داند...!
پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد...!
نمی دانی...!
کسی نمی داند.....!
این آرامش ظاهــــــر و این دل نـــــــا آرام...!
چقدر خسته ام میکند...!
یک روز،
ما از هم جدا خواهیم شد غمناک .
یک روز،
من در شهر احساس تو خواهم مرد .
یک روز،
آن روزیکه نامش واپسین دیدار ما باشد .
تو، بر صلیب شعر من،
مصلوب خواهی شد .
آن روز
ما از هم گریزانیم .
آن روز
ما - هر یک درون خویشتن - یک نیمه انسانیم .
آن روز
چشم عاشقان در ماتم عشقی که می میرد،
خاموش، گریانست .
آن روز
قلب باغ ها در سوگ گلبرگی که می افتد،
بی تاب، لرزانست .